قهرمان ميرزا عين السلطنه

725

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

عباس خان چنارى با نادر شاه فرقى ندارد هنوز عباس خان دستگير نشده . با اين حالت حاليهء ايران اگر تدبير و تقدير دست به هم ديگر بدهند خيلى كارها صورت خواهد گرفت . عباس خان اگر يك مرتبه دل از جان بشويد و عقلش به بعضى چيزها برسد و يك نفر نويسندهء قابل آگاه نزدش باشد كه به رؤساى الوار و اكراد و غيره و غيره مطالب خوب بنويسد و جذب قلوب آنها را بكند ، اندكى هم وجوه پيدا كند از چاپيدن و غارت كردن بعضى جاها اين قشون و اين مردم منزجر پريشان جلوگيرى نخواهند كرد . مگر نادر شاه يا كريم خان يا آغا محمد خان كى بودند . يا وضع دولت شاه سلطان حسين يا كريم خان بدتر از حالا بود . اغلب بلكه هميشه سر سلسله‌ها و اشخاصى كه در ايران سلطان شده‌اند همين طورها بوده‌اند . علم حقوق اين‌جا ولايت متمدنه نيست و اهالى اين جاها علم حقوق نخوانده‌اند . فقط راضى به ندادن چهارشاهى ماليات هستند . شلوغ شود ، برهم بخورد ، هركار دلشان بخواهد بكنند . مملكت انگليس و فرانسه نيست . چهارصد كرور رعيت هندوستان را بيست هزار نفر انگليسى راه مىبرد . اما دولت آلمان مملكت فرانسه را گرفت ليكن نمىتوانست نگاه داشت . اهالى آنجا تمكين نمىكردند كه رها كرده به همان الزاس و لورن راضى شد . اگر اهالى ايران از وضع دارا پادشاه ايران منزجر و متنفر نبودند اسكندر كبير با سى هزار نفر ايران را نمىتوانست گرفت . دو كرور قشون هرچه بىنظم باشد از عهدهء سى هزار نفر كه در وسط ولايت آنها غريب و بيكس آمده باشد مىتواند برآيد و چاره كند . اگر آب و نان به آنها نمىدادند از گرسنگى تلف مىشدند . از دارا و امراء آن رنجيده بودند و به دو شكست جزئى پراكنده شده ديگر به هيچ وجه جمع نشدند . فردوسى عليه الرحمه گويد : چو دارا از ايران به كرمان رسيد * دو بهر از بزرگان ايران نديد نه كشور نه شهر و نه تخت و كلاه * نه شاهى نه فرزند و گنج و سپاه نتيجه تظلم و ستم بلى اگر حالا سى هزار قشون آلمان يا انگليس با اين اسلحه و ادواتى كه دارند با دو كرور چريك وحشى ينگىدنيا يا استراليا جنگ كند بدون شك فتح خواهند كرد . هرچه طرف مقابل دل از جان شسته باشد و با كمال قوت و قدرت جنگ كند . قشون اسكندر با همان شمشير جنگ مىكرد كه قشون دارا داشت ، با همان سپر دفع حملهء خصم را مىكرد كه آنها داشتند . فرقى كه بود او دست از جان شسته [ بود ] و مىخواست فتح كند ، اين سمت راضى به شكست و فرار سلطنت و غيره بود . آن قشون منظم ممتاز ناپلئون اول كه به روسيه و شهر مسكو وارد شد هر آينه اهل شهر مايل به